خاله بوی مامانو میداد
چند وقت پیش یه جریاناتی شد که حال نمیکنم بگم از اونجاش میگم که خوب بود رفتیم خونه دایی تولد دایی بود یه دریا گریه کردم و به جای کادو بهش کلی ابغوره هدیه کردم بغضم ترکید سنگ صبورم شکست خاله صدام کرد بغلم کرد پر پر زدم تو بغلش بوی مامان خودمو میداد اون که قدیما داشتم یاد روزای قدیم کردم اون شب قد ٣ ماه سبک شدم ولی خجالت کشیدم نذاشته بودم کسی دردمو ببینه ولی یکی دردمو ریخت وسط گود همه دیدن جیگرم پاره پارس مادر جون چه وقت مردن تو بود اگر بودی این وظع ما نمیشد به کی گله کنم خدایاا ستون خیمه خانواده رو برداشتی مگر ما چه قومی بودیم که بیستونمون کردی مادر جون چرا هر چی صدات میکنم جواب نمیدی قبلا میاومدی به خوابم سر سنگین شدی تازگی یادت نیست همیش...
نویسنده :
صبا بانو
1:30












